به نام خدای سکوت خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت.......
دلت می خواد داد بزنی سره همه ... اما نميشه يعنی نبايد همش سرت شلوغه انگار دارن توی سرت آهنگ ميزنن اونم چه آهنگی ... حوصله نداری از همه چيز بدت می اد .. کلافه کلافه ميشی از زنده بودن خودت و اينکه مجبوری زنده باشی نفرت داری دلت ميخواد زار زار تو خيابون گريه کنی .... اما نبايد اينکارا بکنی چون احتمالا سر از امين آباد در می آری ... آخه ديوونه ها چون فقط با ما فرق دارن اسمشون ديوونه است همين !!! انگار گلوتا فشار ميدن و همش نفست تنگی می کنه .. 
راستي لاک پشت ها هم عاشق ميشن؟ ميدوني براي اونا تحمل شکست ساده تره اخه حداقل عشقشون اونارو اروم اروم ترک ميکنه 
|